خرید بک لینک
وارد که شدم دادیار داشت تو اتاق بغلی با بچه های دفترش صبحانه می خوردو می شه حدس زد وقتی وارد شدم با چه کم محلی ای جواب سلامم را دادنگفتم ببخشید می دونم صبح خیلی زوده فقط اومدم پیگیر بشم ببینم پرو

برچسب: نویسنده: نیکا پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 18 دی 1399 ساعت: 1:18

صندوقدار کارت را که کشید و فیش را داد دستم با اینکه عجله داشتم اما از آنجا که جهد دارم همیشه فیش های فروشگاه ها را چک کنمطبق عادت همیشگی اقلام و قیمت های توی فیش را (البته اینبار سرسری) چک کردمبا

برچسب: نویسنده: نیکا پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 18 دی 1399 ساعت: 1:18

تو اتوبوس نشسته بود بغل دستمو شروع کرد در مورد عادت های عجیب و غریب و گاهی بد ایرانی ها صحبت کرداون موقع ها که نه گوشی همراهی بود و نه اینترنتی شنیدن چیزهایی که بلد نبودی کلی راه را کوتاه می

برچسب: نویسنده: نیکا پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 18 دی 1399 ساعت: 1:18

رفتم بانک مسکن درخواست خرید برچسب عوارض خودرو کردمیارو هزار جور ما رو پیچوند که دیگه به درد نمی خورهآخرش هم گوشیش رو درآورده نشون می ده می گه- من که مسئولشم خودم دارم با نرم افزار تاپ عوارض ماشینم را

برچسب: نویسنده: نیکا پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 7:08

و خداوند کرونا را فرستاد
تا مسئولینی را که با هیچ ترفندی نمی شد از میزشان جدا کرد
در قرنطینه خود خواسته ای قرارشان دهد

و شده مردم بینوا
حتی برای مدتی هر چند کوتاه
از تصمیمات ناجوانمردانه آنان بیاسایند!

برچسب: نویسنده: نیکا پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 7:08

۱۲ ساعته ناشتا نگهم داشتن

در حالیکه نمی دونن دکتر اگر ویزیت کنه می گه عمل بشم یا نه

دکتر هم که کلا زورش میاد پیداش بشه

اما برعکس چیزی که فکر می کردم

کلا بیمارستان خلوته

و پرنده هم اینجا پر نمی زنه

برچسب: نویسنده: نیکا پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 28 فروردين 1399 ساعت: 7:08

صفحه بندی